تبليغاتX
کتاب غم

 

چه زیباست بخاطر تو زیستن
وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن
و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن
برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن
ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است
بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست
ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست
و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد
حرفها را گاه نمی توان گفت
من لحظه های با تو بودن را با اشکهایم تداعی میکنم
وعطر نفسهای تورا در بند بند وجودم می بلعم

+ نوشته شده در 87/04/24ساعت توسط بنیامین

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

سلام آپ زیر را تازه آماده کردم که تقدیم به شما میکنم شعرش از خودمه 

شاید بهتر باشه شعرامو  توی وبم استفاده نکنم پس این آخریشه

+ نوشته شده در 87/04/16ساعت توسط بنیامین

در بیابان چند رفیق چهره زشت

 

روبه و زاغ و شغال بد سرشت

          

 

جمله سودا را یکی بودند و بس

 

یا همه در پیش بودند یا که پس

 

 

لیک اقبال خوش پشت کرد زود

 

آن طراوت پر کشید چونان دود

 

 

در یکی از امتحان گردید رد

 

آن شغال را ذات خود معلوم کرد

 

 

ماجرا این بود شغال پرسه زنان

 

یافت مرغی پس مانده خورد دیگران

 

 

با خود اندیشید که این قوت من است

 

چون که من یافتم یقین مال من است

 

 

هیچ نباید بو برند آن دو رفیق

 

خرمن خرم نشاید زد حریق

 

 

روز دیگر باز آیم دوان

 

جشن گیرم در زمین و آسمان

 

 

این سیاست کرد برگشتی ملول

 

گوئی ماه آخرش کرده حلول

 

 

زاغ و روبه حال وی چون دیدند

 

 

شک دردش را دوا اندیشتند

 

 

جرعه ای جوشانده آب بحیم

 

خورد آن مغلوک دادند دو ندیم

 

 

زان دوا قلب شغال صد چاک شد

 

روح ناپاکش زتن چالاک شد

 

 

خورد کفتار آن مرغ آرزو

 

هم بخوردش از شغال جوینده بو

 

 

هرکه بودی قلب واندیشه دو رو

 

هر چه بد فرجامش را کرده رو

 

 

 

 

+ نوشته شده در 87/04/16ساعت توسط بنیامین

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

سلام

 

این همه آپ عاشقانه داشتم

 

این بار هم همین طوره

 

ولی در مورد ((خدا))

 

شعرش هم از خودمه

 

اگه خوب بود تشویق

 

یادتون نره ه ه ه ه ه ه

+ نوشته شده در 87/04/09ساعت توسط بنیامین

 

 

 

 

جز غم زیبای تو هر چه نکوئی پلید

 

غیر همه رافئتت هیچ دگر کس ندید

 

 

کلبه قلب مرا آشیان کرده ای

 

فراق تو سوختم ای قرب من ورید

 

 

کاش به وقت سحر گاه ندا و نیاز

 

پرده غفلت مرا هوش بیامد درید

 

 

ای عجب هستی نهان در نظر بندگان

 

چون همه جا آشکار بوده ای در اوج دید

 

 

کاش که من کوه بدم وقت تجلی تو

 

گاه که موسی به طور نور جمالت بدید

 

 

   

 

 

 

+ نوشته شده در 87/04/09ساعت توسط بنیامین

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

 

 

سلام م م م م م م م م

 

آره شاید تا فردا هم سلام کنم سیر نشم

 

 دیگه روی  کتاب غم گرد و غبار نشسته بود

 

دلم می خواد فریاد بزنم  نه این که با دستام بنویسم

 

از کلمه ی آپ خیلی خوشم میاد پس آپ زیر را به شما تقدیم می کنم

 

شعرش مال  خودمه

 

 

                     آغاز تابستان                    

 

کیف و کتاب و قلم بر باد رفتند

 

مطالب درسی همه از یاد رفتند

 

 

نازم به تابستان شیرین

 

یادم آید آن روز های غمگین

 

 

لحظه ای آزادی در تابستان

 

بهتر ز صد بازی در زمستان

 

 

ای دل  شاد باش که این روز ها به سر رسید

 

به زیر آفتاب رو گرمای شیرین رسید

 

 

چون به خود می نگرم نظاره میکنم سرشار از تنفرم

 

اینها گرفته شده ز چیست که خود نمی دانم

 

 

نازم کتاب تاریخ را با داستانهای مارپیچ

 

که همه دروغ هستند با جملات پیچاپیچ

 

 

شعر خود تمام می کنم

 

جان خود را برای تابستان فدا می کنم

 

+ نوشته شده در 87/03/25ساعت توسط بنیامین

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

 

 

سلام به دوستان

 

دیگه فصل امتحانه و درس

 

با شما از این لحظه تا تاریخ 25/3/87 قهر

 

میکنم !!!!!!!!! اووو شوخی کردم

 

این شعر هم تقدیم به خودم

 

 

 در مکتب دانش آموز این است آیین

  

             درس خواندن و تلاش و کوشش بنیامین

 

  

دوستون دارم دعا یادتون نره

 

 

+ نوشته شده در 87/03/01ساعت توسط بنیامین

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

 

 

چشم مستي که من را شب همه شب مي نگريست.

 

صبح ديدم که به اندازه ابر گريست.

 

کاش اي کاش که بي دغدغه مي داشتمت.

 

کاش اي کاش که از روز ازل نمي داشتمت.

 

يا که مي داد مرا صبر در عشق چون يوسف.

 

يا تورا عاشق من همچو ذليخا مي کرد.

 

آن که دائم هوس سوختن ما مي کرد.

 

کاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد.

 

خوب رويان جهان نيست وفا در دلشان.

 

بايد از جان گذرد هر که شود عاشقشان

+ نوشته شده در 87/02/31ساعت توسط بنیامین

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

 

 

 

بوسه یعنی

 

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی خلسه در اعماق شب

 

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش و گرمای تب

 

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از شب , لذت از دیوانگی

 

بوسه یعنی حس طعم خوب عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

 

بوسه آغازی برای ما شدن

لحظه ای با دلبری تنها شدن

 

بوسه سرفصل كتاب عاشقی

بوسه رمز وارد دلها شدن

 

بوسه آتش می زند بر جسم و جان

بوسه یعنی عشق من , با من بمان

 

شرم در دلدادگی بی معنی است

بوسه بر می دارد این شرم از میان

 

طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه ای یك بوسه است

 

بهترین هدیه پس از یك انتظار

بشنوید از من فقط یك بوسه است

 

بوسه را تكرار می باید نمود

بوسه یعنی عشق  و آواز و سرود

 

بوسه یعنی وصل جانها از دولب

بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود

+ نوشته شده در 87/02/31ساعت توسط بنیامین

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

 

 

 

انگار تا همیشه باید

 

در پی چشمهای تو ستاره ها را سوراخ کنم

 

و چه طولانی است

 

این شبهای بی ستاره جاده

+ نوشته شده در 87/02/31ساعت توسط بنیامین

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

ای عشق! تو افسر زندگی و بختِ بیداری به نام او که گر حکم کند محکومیم سلام من بنیامین متولد مهر 1370
ورود شما را به کلبه کوچک خود خوش امد میگویم سعی کن در کلبه ی من احساس غریبی نکنی



Home
Email
Night Skin